X
تبلیغات
طنز نوشته های یک پیر پسر
روزی از ایام جمعی از مریدان به در منزل پیر پسر بزرگ رضی ا... آمدند تا وی را به ستاد انتخابات ببرند برای نام نویسی انتخابات ریاست جمهوری! پس پیر پسر بزرگ ضمن تقدیر و تشکر فراوان از مریدان فرمود: البته راستش خودم هم چند وقتی برای این امر خطیر احساس تکلیف نمودم اما به دو دلیل امکان حضور من در انتخابات میسر نمی باشد! اول اینکه رئیس جممور قرار است به استخدام دولت درآید و ظاهرا مرخصی و حق عیال و غیره دارد و به همین دلیل هم فقط متاهلین می توانند ثبت نام کنند و بنده که مجردم قطعا رد صلاحیت می شوم! اما دلیل دوم و مهمتر آنکه  آخر ای بی خردان و ای عقب مانده ها از دنیای ارتباطات(خطاب به مریدان) الان یک هفته ای است که مهلت نام نویسی تمام شده و شما چرا زودتر دنبال من نیامدید تا برویم برای ثبت نام! پس مریدان با شنیدن دلیل دوم غم عظیمی در وجودشان افتاد. یکی از مریدان گفت: حال که شما در انتخابات حضور ندارید به ما سفارش می کنید بعد از شما به چه فردی رای دهیم که اصلح باشد و شایسته!؟ پیر پسر بزرگ سر در غور تفکر برد و تاملی نمود و سپس فرمود: به آنکس رای دهید که صلاحیت وی را شورای نگهبان تایید نموده باشد!!! و این چنین مریدان از تسلط کامل پیر پسر بزرگ بر امور سیاسی غبطه ها خوردند و شعف ها نمودند.

+ نوشته شده توسط پیر پسر در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392 و ساعت 14:3 |
در شهر ما امسال در ایام عید طرح زوج  و فرد رو برای جلوگیری از ترافیک گذاشتن:

بر اساس این طرح روزهای زوج مخصوص زوجین و روزهای فرد مخصوص مفردین(مجردین) است.

این متن رو هم فقط همشهریهای مشهدی بخونن:

حالا مو یه چی گفتُم ولی جون دِداش شما این چن روز عیدِ رِ با ماشین نرِن حرم 

+ نوشته شده توسط پیر پسر در پنجشنبه هشتم فروردین 1392 و ساعت 0:19 |
در ازمنه نه چندان قدیم در ایام نوروز و در شهری سر سبز و خرم روزی حکیمی دانا مردم شهر را جمع کرد و گفت: ای مردم! شما را نصیحت می کنم که قدر این ایام و سر سبزی و زیبایی شهرتان را بدانید  و تا می توانید آذوقه جمع کنید که  به زودی قومی پدید می آید که همچنان که عید می شود و بهار می آید با اسبهایی آهنین(ماشین) از دور و نزدیک به سمت شهرها و روستاهای زیبا و سر سبز مثل اینجا هجوم می آورند و هر چه آذوقه در شهر هست می بلعند و باغها و سبزه ها را نابود می کنند و اثری از آب و آبادانی باقی نگذارند و تا دور دستها پیش می روند از شمال به جنوب و از شرق تا غرب! یکی پرسید چیست نام این قوم؟ فرمود: نام این قوم مسافیر(مسافر) است!

+ نوشته شده توسط پیر پسر در چهارشنبه هفتم فروردین 1392 و ساعت 0:42 |
در روز  اول نوروز جمعی از مریدان تصمیم گرفتند طبق سنوات قبل به دیدن پیر پسر بزرگ (رضی ا...) بروند تا هم شرط ادب بجا آورند که بزرگ مجردین باشد و هم از نصیحاتش بهره ای گیرند. اما طبق قسمت های قبل در بین مریدان که همگی مجرد بودند دو سه منکر(متاهل) نیز حضور داشتند! یکی از آنها به جهت تخریب پیر پسر بزرگ در بین راه منزل گفت: قول می دهم که به دلیل گرانی در منزل پیر پسر نه آجیل باشد، نه شیرینی و نه میوه! پس به منزل پیر پسر بزرگ رسیدند و اتفاقا پیر پسر بزرگ از آنها با آجیل و شیرینی و میوه پذیرایی کرد و بار دیگر یکی از منکران ضایع گشت و این از کرامات وی(رضی  ا...) بود! در منزل یکی دیگر از منکران از فرصت استفاده کرد و گفت: چه می شد ای پیر مجردان! که تو هم زنی داشتی و به جای این قوم مجرد بدبخت که به دیدنت آمدند اقوام و بستگان به دیدنت می آمدند و رفت و آمدی خانوادگی داشتی همچون ما(یعنی متاهلان)! پیر پسر بزرگ فرمود: آری خیلی خوب بود البته به شرط آنکه همچون برخی از مردان نمی شدم که زن می گیرند و خانواده دار می شوند سپس به دنبال یللی تللی و عشق و حال خود همراه با جمع مجردان می شوند و  زن و بچه را فراموش می کنند  که این  بی مسئولیتی را هیچ موجودی نکند(کنایه به متاهلان جمع!) و این چنین بار دیگر متاهلان شدیدا ضایع شدند و مریدان خوشحال و خندان به منازل خود بازگشتند!
+ نوشته شده توسط پیر پسر در جمعه دوم فروردین 1392 و ساعت 1:29 |
ضمن  تبریک عید و عیدی به شما دوستان و اینکه چندین ساعت دیگه به عید نوروز نمونده به منظور استفاده حداکثری از دید و بازدید ایام نوروز چندین توصیه مخصوص عیدی به شما می نماییم:

1-یک ساعت به سال تحویل مونده شال و کلاه  کنین و راه بیفتین به خونه اقوام رفتن

2-سعی کنین خونه هر کی برای عید رفتین برای شام یا ناهار همونجا بمونین

3-یک جیب مخفی تو لباس یا کتتون تعبیه کنین برای برداشتن آجیل و شیرینی احتمالی اضافه!

4-دم خونه هر کی برای عیدی رفتین در زدین اونا  خونه بودن اما در رو باز نکردن و شما مطمئن بودین که اونا خونه هستن و در رو عمدا باز نکردن حتما 6-5 ساعت دم در خونشون واستین و هر چند دقیقه یک بار هم زنگ بزنین

5-اگه مجردین خانوادتون رو مجبور کنین اول خونه فامیلی برن که دختر یا  پسر مجرد دارن

6-از سهمیه بنزین نوروزی برای رفتن به خانه تمام دوست و آشنا استفاده کنین

7-هیچ وقت تو خونه نمونید

8-اگه تو خونه بودین و یکی در زد و شما نخواستین در رو باز کنین دوباره گزینه 4 رو مطالعه کنین!

9-در نهایت منتظر پست های جذاب، شاد و بسیار خواندنی وبلاگ پیر پسر از امروز تا آخر نوروز باشید!
+ نوشته شده توسط پیر پسر در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391 و ساعت 16:51 |

چند روز قبل در حال رانندگی بودم که ناگهان چشمم به تابلویی خورد به این مضمون: به سرعت کاه نزدیک می شوید! هنوز داشتم فکر می کردم سرعت کاه دیگه چیه که ناگهان خودم و خودرو هفتصد هشتصد متر رفتیم به آسمان و مثل این فیلمای هندی محکم برگشتیم رو زمین! دیدم بله این سرعت کاه محترم که هم من و هم ماشین رو حسابی دچار کاهیدن کرده همون سرعت گیر خودمونه! با خودم فکر کردم مثل اینکه فرهنگستان زبان رسیده به جایی که کلمات فارسی رو با فارسی جایگزین می کنه! ضمن تشکر و خداقوت به این عزیزان ما هم چند کلمه ای رو برای جایگزینی چند کلمه دیگر پیشنهاد می دهیم باشد که مقبول افتد: زین پس

به جای کلمه کمربند از  شلوار آویز کمر

به جای  کلمه دست و دل باز از سیراب شیردون

به جای  کلمه حساب جاری از  ضرب و تقسیم باجناق

و به جای کلمه شیر آب از بند آورنده استفاده می کنیم

+ نوشته شده توسط پیر پسر در سه شنبه نهم آبان 1391 و ساعت 23:12 |
تا حالا دقت کردین وقتی یه عده از دختر پسرا با هم عکس یادگاری می گیرن تقریبا تمام دخترا دست به سینه واستادن اما پسرا: یه عده دستاشون آویزونه! یه عده دستاشون پشت سرشونه! یه عده دست به سینه و خلاصه هر کدوم یه جور واستادن به نظر شما دلیل این بی نظمی چیه؟

+ نوشته شده توسط پیر پسر در یکشنبه هفتم آبان 1391 و ساعت 12:59 |
حتما شنیدین می گن بعضیا با کارشون ازدواج کردن!

می شه یکی بگه آخه چطوری؟! مگه می شه؟


+ نوشته شده توسط پیر پسر در شنبه ششم آبان 1391 و ساعت 13:8 |

پیر پسر بزرگ رضی ا... روزی از ایام با جمعی از مریدان نشسته بود و آفتاب می گرفت که منکری(متاهلی) از برای ضایع کردن پیر پسر بزرگ نزد وی رفت و گفت: ای پیر! از تو سوالاتی دارم تا معلوم کنم که آیا واقعا از فعالان ازدواج هستی یا این قوم مجرد بدبخت را سر کار گذاشته ای؟ پیر پسر بزرگ گفت بپرس که ما از شفاف سازی استقبال می کنیم! منکر گفت: از تو سه سوال دارم: اول اینکه آن چیست که در زندگی گاهی هست و اکثر اوقات نیست؟ دوم  آن چیست که در زندگی یک روز هست و یک روز نیست؟ سوم آن چیست که در زندگی زناشویی اصلا نیست؟ پیر پسر بزرگ نگاهی به مریدان کرد که منتظر جواب وی بودند و گفت: آنچه که گاهی بین زوجین هست و اکثر وقتها نیست تفاهم است ! آنچه که یک روز هست و یک روز نیست دعوا و بگو مگو بین زوجین است و آنچه که هیچگاه در زندگی زناشویی نیست داشتن آسایش از دست بچه هاست ! و اینچنین بود که دوباره یکی از منکران ضایع گشت و مریدان سر بلند به خانه های خود رفتند

+ نوشته شده توسط پیر پسر در یکشنبه سی ام مهر 1391 و ساعت 0:38 |
وقتی یک مرد زنش رو صدا می زنه:

دهه 50: کجایی ضعیفه؟ بیا این سیب زمینیا رو بگیر

دهه 60: فریبرز! فریبرز! .....

دهه 70: خانوم زود بیا دیگه

دهه 80: عزیزم کجا موندی باز؟!

دهه 90: جیگر بلا، تن طلا منم می تونم بیام؟!

+ نوشته شده توسط پیر پسر در جمعه بیست و هشتم مهر 1391 و ساعت 23:39 |