بر اساس این طرح روزهای زوج مخصوص زوجین و روزهای فرد مخصوص مفردین(مجردین) است.
این متن رو هم فقط همشهریهای مشهدی بخونن:
حالا مو یه چی گفتُم ولی جون دِداش شما این چن روز عیدِ رِ با ماشین نرِن حرم
1-یک ساعت به سال تحویل مونده شال و کلاه کنین و راه بیفتین به خونه اقوام رفتن
2-سعی کنین خونه هر کی برای عید رفتین برای شام یا ناهار همونجا بمونین
3-یک جیب مخفی تو لباس یا کتتون تعبیه کنین برای برداشتن آجیل و شیرینی احتمالی اضافه!
4-دم خونه هر کی برای عیدی رفتین در زدین اونا خونه بودن اما در رو باز نکردن و شما مطمئن بودین که اونا خونه هستن و در رو عمدا باز نکردن حتما 6-5 ساعت دم در خونشون واستین و هر چند دقیقه یک بار هم زنگ بزنین
5-اگه مجردین خانوادتون رو مجبور کنین اول خونه فامیلی برن که دختر یا پسر مجرد دارن
6-از سهمیه بنزین نوروزی برای رفتن به خانه تمام دوست و آشنا استفاده کنین
7-هیچ وقت تو خونه نمونید
8-اگه تو خونه بودین و یکی در زد و شما نخواستین در رو باز کنین دوباره گزینه 4 رو مطالعه کنین!
9-در نهایت منتظر پست های جذاب، شاد و بسیار خواندنی وبلاگ پیر پسر از امروز تا آخر نوروز باشید!چند روز قبل در حال رانندگی بودم که ناگهان چشمم به تابلویی خورد به این مضمون: به سرعت کاه نزدیک می شوید! هنوز داشتم فکر می کردم سرعت کاه دیگه چیه که ناگهان خودم و خودرو هفتصد هشتصد متر رفتیم به آسمان و مثل این فیلمای هندی محکم برگشتیم رو زمین! دیدم بله این سرعت کاه محترم که هم من و هم ماشین رو حسابی دچار کاهیدن کرده همون سرعت گیر خودمونه! با خودم فکر کردم مثل اینکه فرهنگستان زبان رسیده به جایی که کلمات فارسی رو با فارسی جایگزین می کنه! ضمن تشکر و خداقوت به این عزیزان ما هم چند کلمه ای رو برای جایگزینی چند کلمه دیگر پیشنهاد می دهیم باشد که مقبول افتد: زین پس
به جای کلمه کمربند از شلوار آویز کمر
به جای کلمه دست و دل باز از سیراب شیردون
به جای کلمه حساب جاری از ضرب و تقسیم باجناق
و به جای کلمه شیر آب از بند آورنده استفاده می کنیم
می شه یکی بگه آخه چطوری؟! مگه می شه؟
پیر پسر بزرگ رضی ا... روزی از ایام با جمعی از مریدان نشسته بود و آفتاب می گرفت که منکری(متاهلی) از برای ضایع کردن پیر پسر بزرگ نزد وی رفت و گفت: ای پیر! از تو سوالاتی دارم تا معلوم کنم که آیا واقعا از فعالان ازدواج هستی یا این قوم مجرد بدبخت را سر کار گذاشته ای؟ پیر پسر بزرگ گفت بپرس که ما از شفاف سازی استقبال می کنیم! منکر گفت: از تو سه سوال دارم: اول اینکه آن چیست که در زندگی گاهی هست و اکثر اوقات نیست؟ دوم آن چیست که در زندگی یک روز هست و یک روز نیست؟ سوم آن چیست که در زندگی زناشویی اصلا نیست؟ پیر پسر بزرگ نگاهی به مریدان کرد که منتظر جواب وی بودند و گفت: آنچه که گاهی بین زوجین هست و اکثر وقتها نیست تفاهم است ! آنچه که یک روز هست و یک روز نیست دعوا و بگو مگو بین زوجین است و آنچه که هیچگاه در زندگی زناشویی نیست داشتن آسایش از دست بچه هاست ! و اینچنین بود که دوباره یکی از منکران ضایع گشت و مریدان سر بلند به خانه های خود رفتند
دهه 50: کجایی ضعیفه؟ بیا این سیب زمینیا رو بگیر
دهه 60: فریبرز! فریبرز! .....
دهه 70: خانوم زود بیا دیگه
دهه 80: عزیزم کجا موندی باز؟!
دهه 90: جیگر بلا، تن طلا منم می تونم بیام؟!
