روزی زن و مردی از راهی می رفتند. در بین راه چشمشان به خروسی افتاد که به همراه چند مرغ در حال گذران زندگی بودند! خروس سر خود را راست کرده و گردن خود را چون سرو کشیده بود و از آن بالا مرغان را زیر نظر داشت! زن آهی کشید و رو به مرد کرد و گفت: ببین مرد این خروس چقدر خوب از این مرغان مراقبت می کند و به آنها می رسد! تو نیز یاد بگیر! مرد نیز آهی کشید و گفت: آری زن راست گفتی! اگر من نیز جای این خروس هفت هشت زن داشتم که همه نیز با هم جمع بودند و مشکلی با هم نداشتند بهتر از خروس از آنها نگهداری می کردم!
یادش بخیر یه زمانی که خیلی دور نبود مردم این سرزمین یکی از کلماتی که زیاد توی گوگل جستجو می کردند کلمه دختر بود! اما حالا بعد چند سال کلمه پسر جای کلمه دختر رو در جستجوی گوگل گرفته! امان از دست این دختران!
دوست محترمی در گوگل دنبال جواب این سوال بوده: به نظر شما دلیل زیادی مهریه چیست؟!
خدمت این دوست گرانقدر باید عرض کنم که اولا مهریه زیاد نیست بلکه اون قیمت سکه بود که زیاد بود وگرنه 700، 800 سکه که تا چند روز دیگه قیمت یک پاکت شیر یا یک کیلو گوجه می شه که دیگه زیاد نیست ای احتمالا برادر! دوم اینکه حالا فرض کنیم زیاد! مگه هر چی زیاد باشه باید دلیل داشته باشه! اگه یه روز صبح که از خواب پا می شی همینجوری الکی بهت 500 میلیون تومن بدن خداییش چقدر دنبال دلیلش می گردی؟
رئیس سازمان محیط زیست به دلیل آلودگی هوا در سیسییو بستری شد!
1- خیاط نزدیک کوزه است
2-خیاط رسید به کوزه
3- خیاط سرش را در کوزه کرد
4-خیاط ......ها داره می افته
5- خیاط افتاد تو کوزه!
پیر پسر بزرگ رضی ال... که عمری را به تجرد گذرانده بود روزی مریدان پرسیدند یا شیخ! ازدواج را در یک جمله تعریف کن! پس پیر پسر بزرگ بفرمود: ازدواج یعنی روزهای خوش بدبختی! این جمله سبب شد که مریدان حال خود از دست بدادند و جامه ها دریدند.
روزی نیز دختری جوان نزد پیر پسر بزرگ آمد و پرسید یا شیخ! می خواهم ازدواج کنم اما نمی دانم با چه نوع پسری ازدواج نمایم! ایشان بفرمود: اصولا پسرها دو نوع هستند: نوع اول و نوع دوم و من! دختر متعجابه گفت: این که سه نوع شد یا شیخ! پیر پسر بزرگ فرمود: آری اما نوع سوم را که کمیاب است جایی نباید گفت چون فقط با این نوع می توان ازدواج کرد!
میگم پَـــ نَ پــَـَـَـــ بزار اهنگ تـایتـانیک بزارم آروم غرق شو..!
اومده تو اتاق ،قابِ عکسِ رو دیوار و دیده میگه : وای داداشتــــــــــــه؟؟؟
میگم: آره
میگه : عکسشـــــــــــــه؟؟؟
میگم پَـــ نَ پــَـَـَـــ خودشه ، گذاشتمش رو دیوار با دمپایی کوبیدم رو صورتش،چسبیده به دیوار!!!
به دوستم زنگ زدم میگم ماشینم روشن نمیشه میگه استارت میزنی روشن نمیشه؟
میگم پَـــ نَ پَــــ وقتی ازش خواهش میکنم روشن نمیشه
تو صف بربری نوبتم شده یارو میگه بربری میخوای؟
پَـــ نَ پــَـَـَـــ اومدم از شاگردت تایپ یاد بگیرم
ازم میپرسه: اگه یه موقعیت بهتری برات جور شه منو ول میکنی؟
میگم: پَـــ نَ پــَـَـَـــ لگد به بختم میزنم بات میمونم تا تو یه موقعیت بهتر برات جور شه منو بپیچونی
شخصی در گوگل سرچ کرده: تلافی هرزگی پسران! جواب این احتمالا خواهر گرامی را می توان با این ضرب المثل داد: تلافي غوره رو سر كوره در مياره !
می گی: شیشه شکست! می گه فدای سرت! می گی: ماشین تصادف کرد!میگه : فدای سرت! می گی: همه چیز گرونه! می گه : فدای سرت! حالا این فدای سرت یعنی چطوری فدای سرت شد؟ راستی واقعا چطور بعد از این همه سال هنوز وقتی با یکی روبوسی می کنیم نمی دونیم باید دوبار صورت هم رو ببوسیم یا سه بار که ضایع نشیم؟!
تیتر بعضی خبرها هست که آدم برای شنیدن جزئیات اون لحظه شماری می کنه مثلا: جزئیات واریز یارانه های اردیبهشت! و تیتر بعضی خبرها اگه صد بار هم جلوی چشم آدم باشه بازم به جزئیاتش هیچ کاری نداره! مثلا : جزئیات فاز دوم هدفمندی یارانه ها!
